مادربزرگ
| ۱۵ آبان ۱۳۸۸ @ ۱۱:۱۴ ق.ظ|

+ من هردوی مادربزرگهام رو از دست دادم اما محمد مادربزرگ مادریش هست و من خیلی دوستش دارم از اون مادربزرگهای نقلی ناز و دوست داشتنی خیلی زن آروم و ساکتیه اما دچار آلزایمره و ناراحتیهای زیادی از این بابت داره چند وقت پیش پیش یه دکتر میبرنش که اوضاعش رو چک کنن که ایشون نهایت علم نداشته اش رو به کار میبره و یه داروی خیلی گرونقیمت براش تجویز میکنه و خیلی هم سفارش میکنه که براش تهیه کنین که تهیه میکنن و میدن به این بنده خدا از بعد از خوردن این داروها شدیدا حالش بدتر شده و افسردگی خیلی شدیدی گرفته و حال و اوضاع فراموشی و باقی ناراحتیهایی که داشته بدتر و بدتر شده واقعا چه جوری میشه تو این اوضاع دکتر شدن خرید کنکوریها و سهمیه ای ها و باقی قضایا به این دکترها اعتماد کرد

همینجوری

۱۰ نظر

  1. غزلک گفته:

    ۱۵ آبان ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۳۵ ق.ظ

    من که همیشه میگم اصلا به دکترای این دوره و زمونه نمیشه اعتماد کرد!اینقدر از این دکترا دیدم که…   

    تبادل نظر

  2. نارسیس گفته:

    ۱۵ آبان ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۵۴ ب.ظ

    دیپلم تجربی ردی داشته خو منم از این دکترا دیدم نمونش تو درمونگاه دانشگاه ما زیادن  

    تبادل نظر

  3. این وبلاگ اسمی ندارد گفته:

    ۱۵ آبان ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۱۳ ب.ظ

    این روزا دکتر رفتنم مثل خرید باید باشه که باید بری چن جا قیمت بگیری، باید چن تا دکتر بری تا به اتفاق نظراتشون خودت بتونی بیماری رو تشخیص بدی!!!!  

    تبادل نظر

  4. دیوونهNo Gravatar گفته:

    ۱۵ آبان ۱۳۸۸ در ساعت ۴:۲۳ ب.ظ

    اول اینکه قدرش رو خیلی خیلی بدونید چون پدربزرگا و مادر بزرگا موجودات خیلی باارزشی هستند که متاسفانه تا هستند ماها قدرشون رو نمیدونیم
    دکتر های آبکی توی مملکت آبکی! نباید تعجب کرد!!!  

    تبادل نظر

  5. دیوونهNo Gravatar گفته:

    ۱۵ آبان ۱۳۸۸ در ساعت ۴:۲۵ ب.ظ

    باور کن هرچی بیشتر توی مسایل موجود در کشور ریز میشی , بیشتر غصه ات میگیره   

    تبادل نظر

  6. لیلا گفته:

    ۱۵ آبان ۱۳۸۸ در ساعت ۶:۰۱ ب.ظ

    باید قدر آدمهای پیر را بدانیم که واقعاً تکیه گاه خانواده هستند .
    دکتر زیاد داریم اما دکتر خوب کمه.  

    تبادل نظر

  7. این وبلاگ اسمی ندارد گفته:

    ۱۵ آبان ۱۳۸۸ در ساعت ۶:۳۰ ب.ظ

    توی یه خطی که نوشتم چهل بار گفتم باید!!!   

    تبادل نظر

  8. دیوونه گفته:

    ۱۵ آبان ۱۳۸۸ در ساعت ۶:۵۱ ب.ظ

    با مطلب” پرچم ” بروز هستم.  

    تبادل نظر

  9. نوید گفته:

    ۱۶ آبان ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۱۴ ق.ظ

    اون گل منو نمیدی؟ چولسید دیگه!!!!!!!!!! چقد ایراد می گیرید به جای این حرفا عرضه دارید از خودتون شروع کنید. نشستین کنار می گین لنگش کن. فکر کردین اینا از کره ماه اومدن.. یکی از خودمونن دیگه اگه عرضشو دارین که می دونم ندارین خودتون پزشک شین .. یه مشت آدم بی عرضه راحت طلب دانشگاه آزادی که هیچی در مورد رشته خودشونم نمی دونن ادعاشونم دنیا رو برداشته که از قضا انتظار دارن کارم پیدا کنن میان در مورد مشکلات کشور صحبت می کنن . به فکر اصلاح کشور باشید نه غر زدن و خاله زنک بازی.. افتاد
    _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
    پاسخ: جناب آقای نخبهء دانشگاه سراسری تا حالا هرچی اینجا نوشتین نه پاسخ دادم و نه کامنتتون رو حذف کردم چون فکر میکردم یه شوخی بچه گانه است و وقتی براش نگذاشتم اول که اگر نوشته های اینجا رو دوست ندارین راهش ساده است نخونینیش! دوما مسائل مربوط به کار و رشتهء من فکر میکنم شخصی تر از این حرفا باشه که شما در موردش نظر بدین اون هم به این صورت در پایان خواهش میکنم ازتون کاری نکنین که مجبور شم آی پی تون رو مسدود کنم یا مجبور به حذف کامنت بشم
    با تشکر
      

    تبادل نظر

  10. ترگل گفته:

    ۱۶ آبان ۱۳۸۸ در ساعت ۶:۵۱ ب.ظ

    وای عجب دکتر…
    خدا ازش نگذره
    دلم سوخت خیــــــــــــــــلــــــــــــــی شیوا جان!  

    تبادل نظر

ارسال نظر

                                                      

در صورت نوشتن نظر به صورت پینگلیش رو دکمه سمت راست کلیک کرده تا به فارسی تبدیل شود